بایگانی

خلاصه : شیوا با مرگ مادرش زندگی اش از این رو به اون رو می شود…پدرش تبدیل به مردی می شود که افسار زندگیش را به دستان زنی تازه وارد می دهد…دنیایش تلخ میشود خسته می شود،اما وقتی سعی دارد با مشکلات کنار آید،اجبار پدرش برای ازدواج باعث می شود دست به کاری بزند که خود نیز از عاقبتش خبر ...

خلاصه : با یاد خدایم شروع میکنم از جایی که در خلوت تنهاییش نوری از عشق و صداقت جوانه میزد،رویاهای محالش می روند تا رنگی از حقیقت به خود گیرند رنگی از عشقی افلاطونی،عشقی در ورای تنهائی نگاه وحشی بهراد،بهرادی که بعد از سالها انتظار و دوری با یک خبر به سرزمین مادری باز می گردد.جایی که بوی مهر مادری ...

خلاصه : خدا تا چه حد عادله؟….عدالت در دنياي ما چه معنايي داره؟….چرا قانون ضعيفه؟….انتقام چه سودي برامون داره وقتي معلوم نيست فردا کي هست و کي نيست؟ چرا قدر لحظاتي که با هميم و نميدونيم؟…چرا عشق و دست کم ميگيريم؟….چرا بايت نداشته هامون ديگران و مقصر ميدونيم؟….خدا تا چه حد در اين اتفاقات سهيمه؟….اين داستان رذلي ما انسانها رو ...